از آغاز اولین همسویی من با ریکی تمامی تنشها و ته مانده های وجودم که روزی باید از من رها میشد به لرزه در آمدند و این قضیه باعث ترس من شد.
از فردای دوره اول و دوم من بسیار گیج بودم و مثل انسانی بودم که تازه وارد شهر خودش شده است و هر چیز کوچک و بزرگی برایم تازگی داشت.
در بیست و یک روز اول که به همه نقاط بدنم ریکی میدادم، بسیار زیاد آرامش را دریافت میکردم و حس میکردم که چقدر همه قسمتها نیازمند هستند و دریافت میکنند اما در ده روز آخر این دوره در حین انجام تمرینات در هر عضو تنها احساس میکردم که انرژی تنها به درون پاهای من جاری می شود.
از بعد از تجربه ریکی یک و دو تا کنون هر روز و هر لحظه با او زندگی میکنم و او نیز با من. هر زمان که بخواهم آنقدر مهربان است که مرا در انجام کاری یاری کند(به اذن خدا)، روحم را آرامش بخشد، دردم را شفا دهد. این بسیار طبیعی است که بگویم استاد مهربانم را در کنارم هر روز احساس کردم و خوشحال بودم.
از مهمترین نتایجی که من در این دوره داشتم تاثیر آن بر دست چپم بود که در ناحیه مچ ورم دردناکی به وجود آمده بود و من به مدت چهل شب پیاپی به آن انرژی دادم. در ابتدا این ورم بیشتر و دردناکتر شد ولی رفته رفته آب شدنش را و انتقال این درد به آرنج، بازو، ستون فقرات و سرانجام دفع شدنش را احساس کردم.
در رابطه با دردهای قاعدگی خانمها که با مصرف دارو آرام میگیرد، با استفاده از این روش برطرف شد. از دیگر تجربیاتم گاهی به جای اینکه به ناراحتی ام انرژی بدهم تا درست شود به کائنات خدا انرژی میدادم تا آن اسباب و وسایلی که لازم است را برای برطرف کردن آن مورد مهیا کند و نتیجه داشت.
در زندگی اجتماعی من هم بسیار موثر بود. جدا از اینکه عشق الهی را، با عشق به افراد منتقل میکردم و میدانستم که من تنها یک کانال هستم و این عشق الهی، حق الهی همه است، رابطه بسیار دوستانه و عمیق با خانواده، دوستان و سایرین پیدا کردم.
درکل من با این یار وفادار زندگی کردم و از شما خانم مخزنی و همه انسانهایی که ابزار و وسایل رسیدن و داشتن این حس عالی را به من دادند سپاسگذارم.
مژده حسینی فرزاد